جمعه ۱۵ فروردین ۰۴

خط کشی پارکینگ در تهران

۴۸ بازديد

در این مقاله به بررسی اصول خط کشی پارکینگ می پردازیم. ما خواهیم دانست که خطکشی پارکینگ چیست و چرا مهم است.

خط کشی روسازی چیست؟

 

v1_e3o.jpg

به زبان ساده، خط کشی روسازی به معنای رنگ آمیزی خطوط روی یک پارکینگ، جاده، یا سایر سطوح آسفالت/بتنی است، تا مردم بدانند کجا بروند و چه کاری انجام دهند.

کار خط کشی پارکینگ ممکن است شامل نصب ایستگاه های چرخ و ستون های ایمنی و همچنین رنگ آمیزی خطوط باشد.

تجهیزات مورد استفاده برای خط کشی روسازی:

نیازی به گفتن نیست، در حالی که می توان از یک غلتک رنگ ساده برای خطوط استفاده کرد، متخصصان تمام این خطوط را با دست رنگ نمی کنند!

ماشین‌هایی وجود دارد که متخصصان برای انجام خط‌کشی روسازی از آن‌ها استفاده می‌کنند. این ماشین‌ها از ساده تا پیچیده هستند و کار سریع‌تر و دقیق‌تری نسبت به نقاشی دستی انجام می‌دهند.

خط کشی در پارکینگ های تجاری:

خط کشی در پارکینگ ها برای حفظ جریان ترافیک سازمان یافته در پارکینگ ضروری است، اما می توانند محو شوند. و خطوط محو شده به سختی دیده می شوند، در حالی که نوارهای نصب شده در فاصله نادرست می توانند جریان زمین شما را مختل کنند که همچنین می تواند برای ترافیک خطرناک باشد.

خط کشی مناسب در پارکینگ ها:

استفاده از رنگ مناسب هنگام تغییر مسیر پارکینگ ضروری است. رنگ باید روشن و بادوام باشد. معمولاً از رنگ‌های اکریلیک مبتنی بر آب استفاده می‌شود، اما محصولات به اشکال مختلف دیگری نیز عرضه می‌شوند. با این حال، انتخاب رنگ تنها بخشی از فرآیند خط کشی پارکینگ است. اطمینان از اینکه پارکینگ شما از فاصله مناسبی برخوردار است به همان اندازه مهم است که مطمئن شوید رنگ قابل مشاهده است.

رانندگان و عابران پیاده به طور یکسان برای راهنمایی و موقعیت یابی به شدت به علائم پارکینگ متکی هستند. اگر خط‌ها منسجم نیستند، افراد ممکن است در مورد اینکه کجا پارک کنند یا کجا می‌توانند با خیال راحت راه بروند گیج شوند. این می تواند منجر به تصادف، پارک غیرقانونی در مناطق آتش سوزی و مسدود شدن راه های ورودی شود. اگر رنگ آمیزی خطوط پارکینگ نادرست است، باید بلافاصله رنگ آمیزی و اصلاح شود تا با مقررات محلی مطابقت داشته باشد. به هر حال، به عنوان یک مالک ملک، اگر علامت گذاری پارکینگ شما مشخص نباشد، می توانید در قبال هر حادثه ای که رخ می دهد مسئول شناخته شوید!

مزایای خط کشی

ایمنی:

ایمنی دلیل شماره 1 است که چرا همه پارکینگ ها به علامت و علامت نیاز دارند. به عنوان مالک پارکینگ، شما باید خطوط پارکینگ خود را حفظ کنید تا جریان ترافیک ایمن برای وسایل نقلیه و عابران پیاده فراهم شود.

فراتر از الزامات قانونی:

به عنوان مالک پارکینگ، شما ملزم به پیروی از دستورالعمل های علامت گذاری پارکینگ هستید که توسط شهرداری خود تعیین شده است. این دستورالعمل‌ها به گونه‌ای تنظیم شده‌اند که رانندگان و عابران پیاده وقتی در ملک شما هستند، مکان امنی برای پیاده‌روی/پارک در اختیار داشته باشند.

جریان ترافیک وسایل نقلیه و عابر پیاده:

داشتن خطوط واضح و قابل مشاهده پارکینگ، و نمادها (فلش ها، معلولیت، عدم پارک و غیره) برای جریان ترافیک کارآمد وسیله نقلیه و عابران پیاده ضروری است. داشتن علامت‌گذاری برای دنبال کردن، جریان ترافیک را بهبود می‌بخشد و سردرگمی را در موارد زیر به حداقل می‌رساند:

  • جایی که وسایل نقلیه باید توقف کنند
  • جایی که عابران میتوانند پیاده راه روند
  • از چه مناطقی باید اجتناب کرد
  • چه کسی حق تقدم دارد
  • جایی که وسایل نقلیه می توانند پارک کنند

کارایی پارکینگ:

یک پارکینگ با چیدمان خوب، کارایی نحوه استفاده از متراژ پارکینگ شما را به حداکثر می رساند. مطمئن شوید که جایگاه های پارکینگ شما به اندازه و به درستی چیده شده اند. این اطمینان حاصل می کند که در دسترس ترین فضاهای پارکینگ را برای زمین خود فراهم می کنید، در حالی که دستورالعمل های اندازه و نیازهای مشتری خود را نیز رعایت می کنید.

راحتی و رضایت مشتری:

با زنده نگه داشتن خطوط پارکینگ خود به مشتریان خود نشان دهید که به آنها اهمیت می دهید. وقتی خط‌کشی پارکینگ شما کسل کننده و کم رنگ به نظر می رسند، این تصور را ایجاد می کند که به ظاهر ملک خود افتخار نمی کنید. با حفظ خط خود، به مشتریان خود نشان می دهد که به آنها اهمیت می دهید.

گروه  تولیدی آرن پارکینگ با ارائه خدمات تجهیزات پارکینگی در خدمت شما عزیزان می باشد.

با ما تماس بگیرید:

تلفن شرکت:02166916779

تلفن تماس:09197371866-09197371867

نشانی :تهران ، ستارخان به سمت صادقیه ، خیابان سازمان آب ، پلاک ۱۶۷

پرکاربرد ترین محصولات شیائومی کدامند

۵۶ بازديد

پرکاربرد ترین محصولات شیائومی کدامند

پرکاربرد ترین محصولات شیائومی کدامند؟ شیائومی در حاضر از برندهای پرفروش و فعال در بازار ایران است و از مهم ترین دلایل توجه کاربران به این برند، کیفیت بالا در کنار قیمت بسیار مناست می باشد. البته لازم به ذکر است که علاوه بر این موارد، تنوع و گستردگی بالای محصولات شیائومی نیز منجر به جذب کاربران شده است؛ به طوری که شیائومی به صورت روزانه از لاین های جدیدی از خط تولید خود رونمایی می کند. در میان تمامی محصولاتی که شیائومی تولید و به بازار عرضه کرده است، در ادامه قصد داریم به پرکاربرد ترین محصولات شیائومی بپردازیم. در این مقاله از سایت فروشگاه شیائومی همراه ما باشید.

پرکاربرد ترین محصولات شیائومی کدامند؟

کمتر کسی است که نام برند و کمپانی بزرگ شیائومی را نشنیده باشد. شرکتی چینی که کار خود را با عرضه گوشی های هوشمند به بازار آغاز کرد اما کم کم خط تولید محصولات خود را گسترش داد و امروزه شاهد تولید محصولات این برند در لاین های مختلفی می باشیم.

افراد مختلف به دلیل کارایی و کیفیت بالا در کنار قیمت به صرفه، به سراغ محصولات شیائومی می روند. این مقاله از سایت فروشگاه شیائومی را به معرفی پرکاربرد ترین محصولات شیائومی اختصاص داده ایم.

گوشی های هوشمند

همانطور که پیش تر نیز اشاره کردیم، شرکت شیائومی فعالیت خود را با تولید گوشی های هوشمند آغاز کرد و امروزه نیز بیش از نیمی از درآمد این کمپانی از طریق فروش گوشی های موبایل تامین می شود.

این شرکت چینی انواع گوشی های هوشمند را در رده های مختلف برای اقشار مختلف جامعه تولید می کند. در حال حاضر گوشی Redmi Go به عنوان ارزان ترین گوشی موبایل و گوشی Mi 9 Explorer به عنوان گرانترین گوشی هوشمند شیائومی به فروش می رسد.

از پرفروش ترین و محبوب ترین گوشی های شیائومی ، در حال حاضر گوشی های Mi A2 Lite، Redmi 6A، Mi 8 Lite، Mi A2، Redmi Note 7 و Redmi 7 می باشند. شما عزیزان می توانید برای خرید هر کدام از گوشی های تولید شده توسط برند شیائومی، از سایت فروشگاه شیائومی دیدن کنید و سفارش خود را ثبت نمایید.

 

پاور بانک از پرکاربرد ترین محصولات شیائومی

شیائومی در زمینه تولید پاور بانک نیز حرفی برای گفتن دارد. به طوری که شرکت شیائومی توانسته است با تولید پاور بانک های باکیفیت و البته به صرفه، رقیبان را جای بگذارد و گوی سبقت را از دیگر برندها بگیرد؛ به طوری که امروزه پاور بانک های شیائومی ضمن داشتن فروش بالا، آمار رضایت مندی بالایی را نیز از سوی خریداران به خود اختصاص داده اند.

از پر فروش ترین پاور بانک های شیائومی در ایران می توان به پاور بانک 10000 ورژن 2 پورت شیائومی، پاور بانک 10000 ورژن 2 تک پورت شیائومی، پاور بانک 20000 میلی آمپر 2C شیائومی، پاور بانک شیائومی ظرفیت 5000 میلی آمپر ساعت و پاور بانک شیائومی ظرفیت 5000 میلی آمپر ساعت نسخه 2 اشاره نمود.

در فروشگاه شیائومی امکان خرید انواع پاور بانک شیائومی با قیمت عالی و همراه با ضمانت اصالت کالا  برای شما عزیزان فراهم است.

ماوس شیائومی

از دیگر محصولات تولید شده توسط برند شیائومی که با استقبال خوبی همراه بوده است، ماوس شیائومی است. یکی از ماوس های پر فروش این برند Mi Silent Mouse است که به دو روش اتصال بی سیم  محهز می باشد. به طوری که برای استفاده از آن هم می توانید از طریق اتصال با بلوتوث و هم از طریق USB ریسیور اقدام کنید.

اما مزیتی که این ماوس را نسبت به دیگر ماوس ها منحصر به فرد کرده است، اتصال همزمان آن به دو دستگاه می باشد. از سویی دیگر این موس بی صدا است و صدای کلیک های آن منجر به آزار اطرافیان و کاربر نمی شود. به همین دلیل از بهترین گزینه ها برای محیط های کاری و رسمی به شمار می رود.

همینطور رول اسکرول با استفاده از ماوس شیائومی بسیار روان است و صدای مزاحمی را برای اطرافیان ایجاد نمی کند. لازم است اشاره کنیم که ماوس هایی با دامنه DPI بین 800 تا 1000 برای استفاده روزمره دسته بندی می شوند. بیشتر از این نرخ برای گرافیست ها و گیمرها کاربردی تر است و برای کاربران عادی، عمللا بی فایده و بی نتیجه می باشد.

این در حالی است که ماوس بی سیم Mi Silent Mouse از پر کاربرد ترین محصولات شیائومی، دارای DPI  برابر با 1300 می باشد. اینگونه طیف وسیعی از کاربران از جمله کاربران عادی و یا گرافیست ها و گیمرها نیز به راحتی می توانند از آن استفاده کنند.

دوربین مدار بسته شیائومی

دوربین های شیائومی نیز جزو محصولاتی هستند که ضمن داشتن کارایی بالا، امروزه به یکی از محصولات پرطرفدار این برند تبدیل شده اند. از دوربین های پرطرفدار برند شیائومی، مدل Mi MJSXJ09CM است که از سری دوربین های تحت شبکه این شرکت می باشد و با استفاده از آن می توان فضای خانه را زیر نظر داشت.

دوربین مداربسته ای که برای استفاده در محیط های سرپوشیده، گزینه ای مناسب می باشد و نباید در معرض آب قرار بگیرد. اما در میان دوربین های مدار بسته تولید شده توسط برند شیائومی، برخی نمونه های آن در برابر رطوبت مقاوم هستند و برای استفاده در فضای باز طراحی شده اند.

دوربین شیائومی  از پرکاربرد ترین محصولات شیائومی از طریق نصب اپلکیشن اختصاصی شیائومی بر روی گوشی های هوشمند قابل کنترل می باشد. ضمن اینکه با توجه به ابعاد کوچک و همینطور قطعاتی که بر روی محصول وجود دارد، امکان نصب و استفاده از دوربین به صورت دیواری و سقفی وجود دارد.

این دوربین شیائومی از قابلیت دید در شب برخوردار است، ضمن اینکه به دلیل داشتن میکروفون داخلی نیز امکان ارسال دو طرفه با آن نیز فراهم می باشد.

وجود شیار حافظه در این دستگاه، زمینه را فراهم کرده است که از کارت حافظه نوع MicroSD تا ظرفیت 64 گیگابایت پشتیبانی می کند. شیار حافظه در قسمت پایین لنز دوربین قرار دارد. با حرکت دوربین به سمت چپ، راست، بالا و پایین و چرخش 360 درجه سبب می شود که با این دوربین دید کاملی از محیط اطراف داشته باشید.

محصولات سلامتی و تندرستی

شیائومی برخی از محصولات خود را در دسته بندی سلامتی و تندرستی به بازار عرضه می کند. از پرکاربرد ترین محصولات شیائومی در لاین محصولات سلامتی و تندرستی می توان به می بند 3، ساعت های هوشمند آمازفیت،ساعت هوشمند آمازفیت استراتوس، ترازوی هوشمند، مسواک های برقی و ... اشاره کرد.

محصولاتی که نام بردیم نسبت به نمونه های مشابه دارای قیمت های مقرون به صرفه ای هستند و در کنار کیفیت بالا، توجه کاربران را به خود جلب کرده اند.

محصولات صوتی و تصویری شیائومی

در این لاین شرکت شیائومی، محصولات مختلفی شامل تی وی باکس، اسپیکرهای همراه، هدفون، هندزفری و انواع دوربین ها را به بازار عرضه کرده است.

از پرفروش ترین محصولات شیائومی در این لاین، هدفون بلوتوث وان مور شیائومی مدل iBFree ، هندرفری بلوتوثی Millet شیائومی نسخه جوانان ، اسپیکر بلوتوث قابل حمل شیائومی، هدفون پیستون شیائومی مدل بیسیک، دوربین هوشمند خودرو شیائومی مدل Yi 1080p ، تی وی باکس 4 شیائومی نسخه گلوبال، دوربین تحت شبکه فضای باز Yi شیائومی نسخه گلوبال و اسپیکر پرتابل بلوتوثی شیائومی مدل Square Box 2 و ... به شمار می روند.

محصولات خانه هوشمند و سبک زندگی شیائومی

بر اساس آمار به دست آمده در این زمینه، در حال حاضر شرکت شیائومی بیشترین میزان فروش محصولات خانه خوشمند را در میان شرکت های تولید کننده، به خود اختصاص داده است.

از پرکاربرد ترین محصولات شیائومی در لاین خانه هوشمند می توان به محصولات زیر اشاره کرد:

  • تستر کیفیت سلامت آب شیائومی مدل TDS Pen
  • لامپ هوشمند شیائومی مدل Yeelight YLDP02YL
  • چند راهی برقی شیائومی 6 پورت 3 یو اس بی
  • سنسور هوشمند چند منظوره شیائومی مجهز به سیستم هشدار دهنده
  • چراغ مطالعه هوشمند شیائومی   Philips EyeCare 2
  • سه راهی برق شیائومی
  • کتری برقی شیائومی
  • کیت خانه هوشمند میجیا شیائومی
  • قهوه ساز اسپرسو شیائومی   SCISHARE
  • پلوپز هوشمند شیائومی مدل IH
  • جاروبرقی رباتی شیائومی مدل Roborock Xiaowa Lite
  • جاروبرقی چند منظوره شیائومی

از پرکاربرد ترین محصولات شیائومی در لاین سبک زندگی می توان به محصولات زیر اشاره کرد:

  • خودکار شیائومی مدل میجیا
  • باتری قلمی آلکالاین شیائومی
  • باتری نیم قلمی آلکالاین شیائومی
  • خودکار فلزی میجیا شیائومی
  • حوله ضد باکتری شیائومی  ZSH
  • کوله پشتی بیزینس کلاسیک شیائومی
  • کوله چند کاره تک دوشی شیائومی
  • کوله پشتی شیائومی مدل  Urban
  • عینک آفتابی پلاریزه شیائومی
  • فلاسک وکیوم  300 میلی لیترviomi  شیائومی

در صورتی که قصد خرید پرکاربرد ترین محصولات شیائومی را با قیمت به صرفه دارید، توصیه می کنیم برای مشاهده جزئیات محصولات و همینطور ثبت سفارش خرید از وبسایت فروشگاه شیائومی دیدن کنید.

 

https://blogfreely.net/faheemkhatri4/nhwh-tshkhys-mhswlt-sl-shyy-wmy

https://zenwriting.net/faheemkhatri4/nhwh-tshkhys-mhswlt-sl-shyy-wmy

https://wordsmith.social/faheemkhatri4/rhnmy-khryd-w-nsb-dwrbyn-mdrbsth-shyy-wmy

https://www.onfeetnation.com/profiles/blogs/6595159:BlogPost:32107441

http://community.runanempire.com/index.php?p=/discussion/302265/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D8%B5%D8%A8-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%A6%D9%88%D9%85%DB%8C?new=1

https://vk.com/wall631677902_2705

https://twitter.com/ahmedal03612913/status/1672488329231605761

https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSc7D_4dnqr0YkEQyERCuYw2Y8TLYPmMGha8rt1IC_GFi_buPg/viewform

https://www.crypto-city.com/profile-17683/?link-id=33498

https://www.pinterest.com/pin/980940362568255184

https://demo.themesgrove.com/themes/tutorque/forum/activity/p/437099 /

https://www.acityexplored.com/activity/p/474823 /

https://sociallawy.com/story4709753/%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%B1%D9%82%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%A6%D9%88%D9%85%DB%8C

http://caitlintrafton.nmdprojects.net/portfolio/activity/p/365665 /

https://www.fitpa.co.za/activity/p/742937 /

https://dailygram.com/profile-55910/?link-id=485324

https://gigglyu.com/activity/p/1004304 /

https://www.victoriaeducation.co.uk/activity/p/2190130

 

بیمه نامه مسئولیت مدنی دارندگان جرثقیل و لیفتراک

۴۶ بازديد

بیمه نامه مسئولیت مدنی دارندگان جرثقیل و لیفتراک

 

در حوزه حمل و نقل صنعتی و ساختمانی، جرثقیل و لیفتراک به عنوان دستگاه‌هایی جهت جابجایی بار و مواد، بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این حال، استفاده از این دستگاه‌ها ممکن است خطراتی را برای اشخاص ثالث ایجاد کند. به همین دلیل، بیمه نامه مسئولیت مدنی برای دارندگان جرثقیل و لیفتراک بسیار حائز اهمیت است.

 

بیمه نامه مسئولیت مدنی برای دارندگان جرثقیل و لیفتراک، در مقابل خسارتهای جانی و مالی وارد به اشخاص ثالث ناشی از خطرات احتمالی در امر بارگیری و تخلیه توسط این دستگاه‌ها، تحت پوشش قرار می‌گیرد. در صورتی که در اثر استفاده از جرثقیل و لیفتراک، خسارتی به اشخاص ثالث وارد شود، بیمه نامه مسئولیت مدنی این دستگاه‌ها، هزینه خسارت مالی و جانی را پوشش می‌دهد.

 

استفاده از جرثقیل و لیفتراک برای بارگیری و تخلیه مواد، می‌تواند شامل خطراتی مانند صدمه جسمی و مالی به اشخاص ثالث شود. برای مثال، در حین بارگیری یا تخلیه، بار ممکن است به فضای اطراف افتاده و به اشخاص ثالث وارد صدمه شود. همچنین، دستگاه‌های جرثقیل و لیفتراک ممکن است در حین عملیات بارگیری و تخلیه از کنترل خارج شوند و به اشخاص ثالث وارد صدمه شوند.

 

برای جلوگیری از وقوع خطرات و صدمات به اشخاص ثالث، دارندگان جرثقیل و لیفتراک باید به صورت مستمر دستگاه‌های خود را مورد بازرسی و نگهداری قرار دهند. همچنین، دارندگان باید اطمینان حاصل کنند که کارکنانی که این دستگاه‌ها را استفاده می‌کنند، دارای مدوره آموزشی و مجوزهای لازم هستند. علاوه بر این، برای جلوگیری از وقوع حوادث و صدمات جانی و مالی به اشخاص ثالث، دارندگان جرثقیل و لیفتراک باید بیمه نامه مسئولیت مدنی مناسب را برای دستگاه‌های خود تهیه کنند.

 

مطالب مفید دیگر در مورد بیمه ثالث و بیمه بدنه را در بخش های ذکر شده دنبال نمایید.  ،  خرید بیمه ثالث ایران  ،  بیمه ثالث ایران قیمت  ،  استعلام بیمه شخص ثالث ایران  ،  بیمه بدنه ایران قیمت موارد مرتبط با انواع بیمه خودرو را مشاهده نمایید.

 

بیمه نامه مسئولیت مدنی برای دارندگان جرثقیل و لیفتراک، به عنوان یکی از مهمترین بیمه نامه‌ها در حوزه حمل و نقل صنعتی و ساختمانی، بسیار حائز اهمیت است. این بیمه نامه، در مقابل خسارتهای جانی و مالی وارد به اشخاص ثالث ناشیاز خطرات احتمالی در امر بارگیری و تخلیه توسط جرثقیل و لیفتراک، تحت پوشش قرار می‌گیرد. به همین دلیل، دارندگان جرثقیل و لیفتراک باید به صورت جدی به خرید بیمه نامه مسئولیت مدنی اقدام کنند. این بیمه نامه، در مقابل خسارتهای ناشی از عدم کنترل بار و دستگاه، محافظت می‌کند و می‌تواند برای دارندگان جرثقیل و لیفتراک به عنوان یک ابزار مالی مهم باشد.

 

به عنوان نتیجه، بیمه نامه مسئولیت مدنی برای دارندگان جرثقیل و لیفتراک بسیار حائز اهمیت است و دارندگان باید به صورت جدی به خرید آن اقدام کنند. با توجه به خطراتی که به اشخاص ثالث ایجاد می‌شود، دارندگان باید به منظور جلوگیری از وقوع حوادث و خسارات، دستگاه‌های خود را به صورت منظم بازرسی و نگهداری کنند و کارکنانی که این دستگاه‌ها را استفاده می‌کنند دارای مدوره آموزشی و مجوزهای لازم باشند. با توجه به اینکه خرید بیمه نامه مسئولیت مدنی، به دارندگان جرثقیل و لیفتراک کمک می‌کند تا در صورت وقوع خسارت‌های جانی و مالی به اشخاصثالث، مشمول پوشش بیمه قرار گیرند، بیمه نامه مسئولیت مدنی برای دارندگان جرثقیل و لیفتراک بسیار حائز اهمیت است. با این حال، همچنان بر دارندگان جرثقیل و لیفتراک وظیفه دارند که با رعایت اصول ایمنی و اجرای صحیح عملیات بارگیری و تخلیه، از وقوع حوادث و خسارات به اشخاص ثالث جلوگیری کرده و محافظت از زندگی و مال افراد را به عهده بگیرند.

 

 

خدمات طراحی تیم بزرگ راهکارهای وب

۵۸ بازديد

خدمات طراحی تیم بزرگ راهکارهای وب

راهکارهای وب،     websolutiontools.com     یکی از برترین شرکت‌های طراحی سایت در ایران است و توانسته با داشتن تیمی خلاق، مجرب و پر انگیزه، بهترین خدمات را در زمینه طراحی وب‌سایت‌ها، بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جستجو، پشتیبانی فنی و نگهداری سایت ارائه دهد.

 

طراحی سایت یکی از عناصر اصلی کسب و کارهای آنلاین است. برای رسیدن به موفقیت در حوزه آنلاین، شما نیاز دارید تا یک وب‌سایت کاملاً حرفه‌ای و مناسب برای کسب و کار خود داشته باشید. همچنین، باید بهینه‌سازی سایت خود را برای موتورهای جستجو انجام داده و با استفاده از تکنیک‌های مناسب، رتبه بالا در صفحات نتایج جستجوی گوگل را بدست آورید. در این راه، راهکارهای وب با داشتن تیمی مجرب و کارآزموده، به شما کمک می‌کند تا بهترین نتیجه را در زمینه بالا بردن رتبه سایت خود در صفحات نتایج جستجوی گوگل به دست آورید.

بهترین چیدمان و طراحی صفحه اصلی وب سایت چگونه است؟

همچنین، پشتیبانی فنی و نگهداری سایت نیز از عوامل مهمی است که باید به آن توجه کنید. با داشتن یک سایت پایدار و امن،  مشتریان خود را به خود جذب کرده و به دنبال توسعه کسب و کار خود باشید. راهکارهای وب با داشتن تیمی مجرب، قادر است این خدمات را به شما ارائه دهد و با پیگیری های منظم، سایت شما را در برابر حملات هکری و افت سرور محافظت کند.

 

در کل، با انتخاب راهکارهای وب بهترین خدمات را در زمینه طراحی و پشتیبانی سایت دریافت خواهید کرد. این شرکت با داشتن تجربه و مهارت‌های لازم، به شما کمک می‌کند تا بهترین نتیجه را در حوزه آنلاین به دست آورید و کسب و کار خود را به یک سطح بالاتر از قبل برسانید.

 

طراحی سایت در کرج (لیست قیمت+مشاوره رایگان) - تابستان 1402

اپلیکیشن یا موتور پول سازی ؟ - تیم راهکارهای وب

تیم راهکارهای وب - تیم بزرگ دیجیتال مارکتینگ در ایران ?

خدمات سئو SEO به صورت حرفه ای + مشاوره (2023) - راهکارهای وب

خدمات طراحی سایت | ? طراحی سایت جذاب ، حرفه ای در سال 2023

خواص اعجاب انگیز روغن سیاهدانه برای سلامتی

۵۱ بازديد

روغن سیاه دانه نوعی روغن حامل است که از دانه های گل  Nigella sativa به روش پرس سرد استخراج می شود.
به طور سنتی، روغن سیاه دانه دارای خواص تحریک کننده، گرم کننده و تاثیرات مثبت بر بهبود خلق و خو می باشد.

در طب سنتی سیاهدانه به عنوان یک معجون مکمل با سایر گیاهان دارویی در درمان اکثر بیماری ها به کار گرفته می شود.
روغن سیاه دانه بطور موضعی به منظور آبرسانی، تسکین، تقویت و تغذیه پوست، رفع عفونت های قارچی و لکه های پوستی و نیز برای ترمیم و بازسازی پوست استفاده می شود و موجب صاف شدن، روشن شدن و شفاف شدن پوست خواهد شد. روغن سیاه دانه همچنین در صورتی که بر روی مو اعمال شود، موجب تغذیه و تقویت مو می شود.
روغن سیاه دانه از نظر دارویی، باکتری های مضر را از بین می برد، پاسخ ایمنی قوی پوست را تحریک می کند، روند بهبود پوست را تسهیل کرده و دردهای عضلانی و درد مفاصل را نیز به بهترین شکل تسکین می دهد.
از سوی دیگر روغن سیاه دانه در صورت استنشاق، سلامت دستگاه تنفسی و هضم را تقویت و پشتیبانی می کند.

 

 

 

تاریخچه استفاده از روغن سیاه دانه

 

روغن سیاه دانه از دانه های گیاه Nigella sativa گرفته می شود که بیشتر به گل رازیانه معروف است. همچنین این روغن با نام های مختلف دیگری از جمله Black Oil ،Baraka ،Fitch Oil ،Kalajira Oil  و Kalonji Oil نیز شناخته می شود.
برای بیش از 3000 سال، از دانه های روغنی سیاه دانه برای کاربردهای آرایشی، دارویی و آشپزی مورد استفاده قرار می گیرد. از سیاه دانه به عنوان دارو گیاهی، چاشنی و تسکین دهنده درد و تحریکات موضعی، از جمله گزش، زخم، التهاب و بثورات پوستی استفاده می شده است
بر اساس منابع تاریخی، اعتقاد بر این است که روغن سیاه دانه برای اولین بار توسط آشوریان مصر باستان مورد استفاده قرار گرفته است، جایی که از آن توسط شخصیت های مشهور سلطنتی مانند کلئوپاترا و نفرتیتی برای مراقبت از پوست به شکل یک دارو گیاهی استفاده شده است.

در هند و خاورمیانه، از دانه های سیاه دانه که دارای عطر و طعم تلخ و تندی هستند در ترکیباتی که از فلفل سیاه، پودر پیاز و پونه کوهی تشکیل شده اند استفاده می شود و به عنوان ادویه و طعم دهنده در خوراک حبوبات، پخت نان، خورشت کاری و سبزیجات پخته استفاده می شود
در آیورودا، روغن سیاه دانه عمدتاً به دلیل خاصیت تحریک کنندگی، گرم کننده و تقویت کننده و همچنین به دلیل اثر بخشی بر بهبود روحیه در طیف گسترده ای از کاربردها مورد استفاده قرار گرفته است

مجله سلامتی وطب سنتی ماورای سلامت به تفصیل به این سبک درمان کهن پرداخته است.

 

 


در طب سنتی، از روغن سیاه دانه برای درمان بی اشتهایی، بیماری های مقاربتی و بیماری های زنان استفاده می شود. همچنین اعتقاد بر این است که سیاه دانه برای تحریک اشتها و افزایش متابولیسم و سوخت و ساز بدن، کاهش اختلالات عصبی، تعادل مزاج و تقویت هماهنگی بدن و ذهن مفید است.
طبق سوابق تاریخی پزشکان یونانی در قرن 1 میلادی، از سیاه دانه برای تسکین دندان درد، سردرد، گرفتگی بینی و کرم روده استفاده می شده است
با توجه به خاصیت تقویت کنندگی روغن سیاه دانه، پزشکانی مانند بقراط آن را برای بیمارانی که بیماری عمومی و ضعف داشتند تجویز می کردند. دیگر یونانیان باستان از آن برای تحریک شروع قاعدگی و افزایش تولید شیر در زنان استفاده می کردند
در کتاب "الشفاء"، نوشته حکیم ابن سینا، سیاه دانه را با توانایی های درمانی معتبر شناخته و از آن به دلیل خاصیت تقویت کنندگی، تحریک کننده و پیشگیری کننده  تقدیر کرده است. در این کتاب از سیاه دانه به عنوان تقویت کننده انرژی و کاهش ضعف، خستگی، غم و احساس دلسردی صحبت شده است. علاوه بر این، وی کاربرد درمانی سیاه دانه را برای رفع و تسکین علائم سرماخوردگی، تب، سردرد، تحریکات موضعی، زخم ها، اختلالات پوستی، دندان درد و کرم روده و انگل تأیید کرده است.

 

خواص روغن سیاه دانه

 

ترکیبات شیمیایی روغن سیاه دانه شامل اسید پالمیتیک، اسید استئاریک، اسید اولئیک و اسید لینولئیک هستند و از ترکیبات اصلی این روغن محسوب می شوند.

 

اسید پالمتیک به دلیل داشتن خواص زیر مشهور است:

 

خاصیت نرم کنندگی 
نرم کردن مو ها بدون ایجاد چربی اضافه و احساس سنگینی و چسبندگی
متداول ترین اسید چرب اشباع می باشد.
 

اسید استئاریک به دلیل داشتن خواص زیر شناخته می شود:

 

دارای خواص پاک کنندگی است که باعث از بین رفتن آلودگی، عرق و سبوم اضافی از پوست و مو می شود.
یک ماده امولسیون کننده ایده آل برای اتصال آب و روغن است.
به افزایش ماندگاری محصولات مراقبت از پوست و مو کمک می کند.
بدون کاهش درخشش و احساس سنگینی، موها را از آسیب های خارجی محافظت می کند.
پوست را نرم می کند.
 

اسیدهای اولئیک (امگا 9) دارای خواص زیر است:

 

لطافت، رطوبت و درخشندگی پوست و مو را حفظ می کند.
رشد موهای ضخیم تر و قویتر را تحریک می کند.
چین و چروک های زودرس و خطوط ریز را کاهش می دهد.
شوره سر را از بین برده و  رشد مو را تسریع میکند.
از پوست و مو محافظت می کند.
خواص آنتی اکسیدانی قوی دارد.
از التهاب و درد مفاصل جلوگیری می کند.

 

اسیدهای لینولئیک (امگا 6) دارای خواص زیر است:

موها را شاداب کرده و رشد آنها را تقویت می کند.
بهبود زخم را تسریع می بخشد.
در فرمولاسیون صابون ها و روغن های سریع خشک شونده یک امولسیون کننده موثر است.
خواص ضد التهابی دارد.
تسکین جوش و آکنه
حفظ رطوبت در پوست و مو 
وجود آن در روغن های گیاهی موجب مناسب بودن آن روغن برای پوست های چرب و مستعد آکنه می شود.
افزایش لطافت و خاصیت ارتجاعی پوست برای جلوگیری از پیری زودرس

 

 

 

 

https://gitlab.com/TobiMetz3

 

http://qooh.me/TobiMetz3

 

https://www.divephotoguide.com/user/TobiMetz3

 

https://setiathome.berkeley.edu/show_user.php?userid=11396837

https://independent.academia.edu/JennyTucker289

http://edu.fudanedu.uk/user/wesleycruz1/

http://fudanedu.uk/user/wesleycruz1/

http://jobs.ict-edu.uk/user/wesleycruz1/

http://ict-edu.uk/user/wesleycruz1/

 

 

مقاله هزینه یابی کیفیت در پروژه ها

۴۸ بازديد

مقاله هزینه یابی کیفیت در پروژه ها



برای توضیحات بیشتر بر روی عنوان زیر کلیک کنید

مقاله هزینه یابی کیفیت در پروژه ها

دانلود پاورپوینت تورم

۴۷ بازديد

به دنبال رکود نسبی سایر بازارها، و توقف پدیدۀ مالی شدن اقتصاد (financialization)، بسیاری از وجوه به‌طور مستقیم(از طریق اوراق با درآمد ثابت) یا غیرمستقیم (از کانال سپرده‌های بانکی) به سمت بخش واقعی اقتصاد هدایت شده است



برای توضیحات بیشتر بر روی عنوان زیر کلیک کنید

دانلود پاورپوینت تورم

پاورپوینت

۵۱ بازديد

فایل پاورپوینت درس انتقال جرم رشته مهندسی شیمی گرایش جداسازی با موضوع جذب دی اکسید کربن با استفاده از محلول آمین



برای توضیحات بیشتر بر روی عنوان زیر کلیک کنید

پاورپوینت

three bedtime kids stories

۴۴ بازديد

three bedtime kids stories

 

 

Hansel and Gretel Story for kids

 

 

 

z3_ky0l.jpg

 

In a green forest, there was a woodcutter living there by his wife and his two kids. His son’s name was Hansel and his daughter’s name was Gretel. They were very poor. There were times that they even hadn’t something to eat for a day. One day, our poor woodcutter didn’t have enough money for a loaf of bread.

So when the night came, he started to think and think. At the end, he whispered to his wife:

What will happen to us? We can not feed our kids. they are starving.

I know the solution dear! Said the wife. We will take the kids deep in the forest early in the morning. we will ignite a fire for them and we will give each of them a loaf of bread. Then we will leave them for good. They will never find us again and with this plan, we will get rid of them.

Oh no wife! I can not imagine how I’m gonna do that! I can’t leave my kids alone in the forest! Wild animals will find them and swallow them in a moment.

You stupid man! Yelled the wife! Then the four of us will die out of hunger! You better start and make the coffins.

After a while, the man seemed convinced.

OK! But I really am sad for my poor kids.

Not being able to sleep because of hunger, Hansel and Gretel heard what their step mom planned for them. they cried quietly. Gretel said:

This is the end of our story! We are going to die tommorow!

Be quiet Gretel and don’t afraid! I’ve got this.

He waited until both their parents went to sleep. Then he got up, put on his jacket and slipped out from the back door. He stood near the garden, where the white stones were shining under the moon’s light! He picked up as many stones as he could and filled his pocket with them.

Then he turned back to the house and said to his sister:

Keep calm dear and sleep in peace! God will never forget us!

next morning, just before the sunrise, the step mom came and said:

Wake up! Wake up you lazy kids. We have to go to the forest and cut woods for your father.

Then she gave each of them a bread and said:

This is your dinner. Don’t eat it until then!

Gretel take the bread and hide it under her apron, because Hansel had his pocket full of stones. Then they started their journey to the forest. In their way, Hansel took a stone from his pocket every now and then and dropped it on the ground.

When they reached the heart of the forest, they collect wood with their father and used it to make a fire to keeping them warm. When the fire was ready, The step mom said:

Now lie down and rest kids. Your father and I will collect woods and when we were ready to go, we will wake you up!

After a while, they became tired and fell sleep. When they finally woke up, it was night. Gretel started crying and said:
OMG! How shall we get of this forest?

Don’t even think about it sis! Wait a little bit, when the moon rises, we will easily find our way to home.

And when the full mon got up, Hansel took Gretel’s hand and started to follow the white stones that were shining like silver. They walk all the night and next morning, they reached their house. They knocked the door. When the wife opened the door and saw Hansel and Gretel, she said:

You naughty children! How many hours you slept in the woods! We thought you’ll never come back.

But their father was so happy for seeing his kids once again.

Not very long after, another scarcity came to that area. Gain the children heard their step mom talking to their father:

Everything is finished! We just have a half a loaf and after that we will die! We have to get rid of the kids! This time we will take them even deeper in the woods so they will never find us again.

The man wasn’t happy with this at all! He whispered:

I’d rather to share my last morsel with my kids.

But the tricky step mom didn’t listened to him at all and finally managed to convince him to redo the plan.

Children heard this conversation completely. When the parents went to sleep, Hansel got up and wore his jacket. He wanted to go and pick up more white stones, but the step mom had locked the door. Hansel didn’t manage to get out but he started to comfort his little sister:

Don’t cry little sis! Go to sleep! I’m sure God will help us!

Next morning, the step mom came and woke them up and gave each of them a little piece of bread. even less than before. On they way to the woods, Hansel crumbled the bread in his pocket and every now and then, he dropped a crumb on the ground.

Hansel strewed bread crumbs all along the road. Woman take them deep deep into the forest. Where they never been before in their short lives. Then again they collect wood and made a large fire. The step mom said:

Sit here, you children, and when you are tired you can go to sleep; we are going into the forest to cut wood, and in the evening, when we are ready to go home we will come and wake you up.

So when noon came Grethel shared her bread with Hansel, who had strewed his along the road. Then they fell sleep, and the evening passed, and no one came for the poor children. When they woke up it was dark night. Hansel comforted his little sister:

Wait a little, Gretel, until the moon gets up. We will be able to find our way by the bread crumbs I scattered on the road.

So when the moon rose they got up, but they there were no bread crumbs on the ground, cause the birds of the forest and of the fields had come and eat them. Hansel thought they might find the way all the same, but they could not.

They walked that night, and the next day from the morning until the evening, but they could not find the way back to their home, and they were starving, for they had nothing to eat but the few berries they could pick up.

When they got very tired and decided to lay down under a tree and sleep.

It was now the third morning since they had left their father’s house. They were always trying to get back to it, but instead of that they only found themselves farther in the wood, and if help had not soon come they would have been starved.

About noon they saw a pretty snow-white bird sitting on a branch, and singing so sweetly that they stopped to listen. And when he had finished the bird spread his wings and flew before them, and they followed after him until they came to a little house, and the bird landed on the roof, and when they came closer they saw that the house was built of sweets, and roofed with cakes; and the window was of transparent sugar.

We will have some of this, said Hansel, and make a fine meal. I will eat a piece of the roof, Gretel, and you can have some of the window-that will taste like sugar.

So Hansel reached up and broke off a bit of the roof, just to see how it tasted, and Gretel stood by the window and chewed it. Suddenly they heard a thin voice coming from the inside:

Nibble, nibble, like a mouse,
Who is nibbling at my house?

And the children thought:

Never mind, It is the wind.

And they continued eating, not paying attention o the sound. Hansel, who found that the roof tasted very nice, took down a great piece of it, and Gretel pulled out a large round window-pane.

 

 

Cinderella Story for kids

 

 

 

Once upon a time, there lived a poor servant girl named Cinderella. She was a patient, tender and kind girl. His days were long and tiring. Full of the most boring and worst housework.

Washing the floor, washing the clothes, dusting the shelves and cooking food were the tasks that she had to do during the day. Cinderella was forced to work from morning to evening without receiving a single Penny.

Cinderella’s mother died when she was very young, and her father remarried soon after. But his new wife was a nasty woman. She had two daughters from her previous marriage who were as naughty as she was.
They tormented poor Cinderella terribly every day. One day, when Cinderella was sweeping the ashes from the fireplace, they mocked her and sang:

Poor girl, poor girl
Her face is black, burnt and ugly

Even though her stepmother and half-sisters had tormented her for years, she had never once disrespected them or tried to take revenge on them. She did not wish them ill at all.
She patiently did the housework, hoping that when she grew up she could run away and start the wonderful life she longed for.

One day when Cinderella was working at home, someone knocked on the door. Cinderella hurriedly opened the door. Behind the door stood a short, fat man dressed in royal robes and holding an important scroll.

The old man opened the scroll and began to read:

It is my duty to announce that the king has sent an official invitation to all the young ladies of this land to attend the important royal celebration in the palace.

Hearing this, Cinderella’s stepsisters pushed her to a corner and stood in front of the fat man. The man continued to read:

His Highness the Crown Prince is looking for a suitable lady for marriage. He wants to meet all the girls of this land to find true love. Please come to the palace on Saturday at 8 pm.

The little man turned, mounted his horse, and galloped off. Two knights also followed him closely.
The half-sisters closed the door and gave a loud shout of joy.
Cinderella’s stepmother entered the room.
She said impatiently:

What is the reason for all this happiness?

Oh…mom…we’ve been invited to the royal party and I’m sure one of us will be chosen as the new princes.

The stepmother replied with a mocking smile:

Of course you do, what prince wouldn’t want to marry my sweet and precious children!

Cinderella was desperately trying to quiet them down a bit. Because she knew in her heart that any prince would rather live alone for the rest of his life than to blacken his fortune by marrying these rude girls.
The stepmother turned to Cinderella and shouted:

Why did you stop and look? Prepare the clothes.

Cinderella nodded and said:

Yes Mam!

Cinderella wanted more than anything to go to the royal party. But she did not dare to ask permission from her wicked stepmother, because she knew that the wicked stepmother would not give her this permission. So she busied herself with housework and of course preparing her half-sisters’ dresses.

The evening of the royal royal feast arrived.
A magnificent horse-drawn carriage pulled up to the front door of the house, and the half-sisters, dressed in their hand-embroidered dresses, entered the carriage with much pomp and show.
Cinderella looked at them with great sadness and sighed deeply.

She said to herself:

If I could only have one wish for the rest of my life, it would be to attend a royal party and get away from the dreaded and boring housework for just one night.

Suddenly, a great light appeared in the sky.
A small fairy appeared in front of Cinderella, holding a small wand.

Fairy said happily:

Your wish will come true!

Cinderella asked in surprise:

what?

I will fulfill your wish; Because I am your fairy godmother. Oh, how much you have suffered in silence all these years. You have a kind soul. A kind and patient young lady.

Cinderella exclaimed happily

Oh I can’t believe it!!

But suddenly a frown appeared on her face.

But I’m not ready, Fairy Godmother. My clothes are cotton and my shoes are torn. I can’t be in the palace like this!

Fairy Godmother said with a smile:

Don’t worry, Cinderella. All I need to make your wish come true is a pumpkin, a rat, two mice and four grasshoppers.

Cinderella looked very confused.

So hurry up dear. hurry up!!

Cinderella ran and prepared everything that the fairy godmother said.
First, Cinderella went to the garden and came back with a big and ripe pumpkin. The fairy godmother tapped it once with her wand and in an instant the pumpkin turned into a magnificent golden carriage.
Then, Cinderella returned a mouse from the mouse trap in the kitchen.
Fairy godmother said:

Great dear, now if you don’t mind putting them on the carriage seat for me

Cinderella quickly did this.

The fairy waved her wand again. The two mice that Cinderella found in the barn turned into two servants in classy clothes. The four grasshoppers turned into four magnificent white horses.

said the fairy godmother

And now for the final magic…

And she hit Cinderella on the shoulder with her wand.
A spark rose. The old clothes she was wearing a moment ago suddenly changed. Cinderella sparkled in a magical, sparkly gown fit for a princess. Cinderella looked at her feet. He was wearing a pair of very beautiful glass shoes that glowed in the dark.

Fairy godmother cried:

Amazing!!! But remember that at 12 o’clock at night, this magic spell will be broken and your clothes will turn into old clothes.

Cinderella said as she kissed her fairy godmother on the cheek

I understand. And thank you very much for the great favor you have done to me Fairy Godmother!!

Cinderella entered the carriage and drove to the royal party.

As the golden carriage passed through the palace gates, trumpets sounded and Cinderella was given a royal welcome.
All the ladies were amazed at her magnificence.
As she entered the ballroom, the prince was immediately struck by Cinderella’s elegance and the warmth of her smile.
The prince approached.
He bowed his head slowly and extended his hand and said:

Ma’am, would you do me the honor to dance with you?

Cinderella said with dignity and kindness:

 

 

The Little Mermaid Stories for kids

 

 

 

My dear little friends! I’m gonna tell you the little mermaid story!

Once upon a time, far and deep in the ocean, where the water is shiny and blue, lived a sea king who had six mermaid daughter. Five of them were happy and cheerful while the youngest one was deeply sad and no one hadn’t seen her smile.

The little mermaid wanted to see the surface world! She loved to see green trees and blue sky. Because of that she always swam to the top of the ocean to enjoy the surface world’s view. She felt depressed when she couldn’t see the above world.

Georgios fish, beautiful shells and all the colorful creatures in the sea were always trying to make her smile but they usually failed. Even her father’s bedtime stories couldn’t cheer her up.

One night, the little mermaid swam to the top of the ocean when others were sleep. It was a stormy night and waves were crashing into rocks. The lightning stroke to a ship which was rolling in the ocean. The little mermaid saw a man beside the ship, signaling for help.

She swam and helped him quickly. She brought him to the shore and rested him on sands. The little mermaid fell in love with the young man in that short time. So she started to sing a song with his magical voice for the prince. And then she came back to the ocean.

She was so much in love with the young man that she couldn’t stop thinking about him. So he decided to go and visit the seashore witch and ask her to grant a wish.

The little mermaid wanted to dance and walk on the surface world. she wanted to feel the warmth of the sand. The witch. who was cunning and tricky, stirred her potion with an evil smile.

I will grant your wish! But I’ve got one condition! She said. I will give you the ability to walk and dance. But you’ll be no longer be able to talk and sing. If the prince doesn’t confess to his love for you in three days, your voice will be mine forever!

I agree! I accept your condition!

 

But let me tell you about the prince! He remembered one and only one thing about his rescuer! Her magical voice.

So my little friends, the witch transformed our little mermaid. After she transformed she went to the shore and sat on the warm sand where the prince was looking for her rescuer. prince didn’t remember our little mermaid:

Who are you? OH! You can’t walk?! Let me help you.

So, the prince took the little mermaid to his palace! On the second day, when little mermaid and prince were sailing on the ocean, prince decided to confess his love to her, but before he get a chance, the evil eels of tricky wish, attacked the ship.

The tricky witch who knew this, hid little mermaid’s voice in a seashell and hung it to her neck. Then transformed herself into a beautiful young woman! Then she started singing on the seashore. when the prince heard that magical voice, he was convinced that the tricky witch is her rescuer. so he decided to marry her!

But our little mermaid had many good friends! seals and fish! they decided to uncover witch’s evil plan! They attacked the witch and managed to break the chain of the neckless! Now it was the time! Our little mermaid got her voice back! She now could tell the prince who she truly was!

 

3 cute and best kids stories

۵۵ بازديد

3 cute and best kids stories

 

 

 

 

Thumbelina fairy tale story for kids

 

 

z2_4cto.jpg

 

Today my little listeners, I’m gonna tell you the story of Thumbelina!

Once upon a time, there was a woman living alone in a distant village. She was feeling only after the tragic death of her husband. She always wanted a child, but she hadn’t any. One day, she decided to visit her good friend who was also a witch.

The witch, gave her a grain of barely and said:

go home and plant this.

so the woman did so.

The very next day, a beautiful Tulip flower had grown from the grain. It was so beautiful. the woman hadn’t seen any flower like this in her life. When the flower blossomed, there was a pretty little girl inside it. The girl was no bigger than a thumb.

The woman fell in love with the girl and named her: Thumbelina

Thumbelina took away the woman loneliness. Woman would always tell her stories during the day. Sometimes woman would made a boat out of tulip petal which Thumbelina could row in a plate of water with it!

The woman made a bed with a walnut shell and a blanket out of rose petal for her. So Thumbelina had a soft and cozy bed to sleep every night.

One night, While Thumbelina was sleeping, a frog came by and see her through the window!

Wow! Such a beautiful girl! She would be a great bride for my son! He thought to himself.

So he grabbed Thumbelina and headed back to his house. Seeing his future bride, his son was happy.

I will marry her, daddy! But first, I have to build her a beautiful house.

Ok son! So until then, I will put her on the water lily in the middle of the pond so she doesn’t run away.

 

 

So the frog put Thumbelina on the lily leaf in the middle of the pond.

Thumbelina tried so hard to escape, but she couldn’t. So she burst into tears. Two minnows who were sitting under the leaf, heard her crying:

Why are you crying little girl? They asked. What’s the matter?

Thumbelina started to tell her story. When she finished, minnows decided to help her. They started nibbling the lily stem. It was soon after when the stem broke and the leaf floated away with Thumbelina.

But Thumbelina’s happiness didn’t last long. An ugly Beetle came and took Thumbelina to his house! The beetle called his friends and showed them his pretty new prisoner. But they weren’t happy to see Thumbelina!

Oh my friend! You should let her go! She is very different from us. She doesn’t belong here. you better let her go. Said his friends.

So the beetle dropped our Thumbelina in the long grass and flower.

Although she was happy that she was free from her captors, she didn’t know her way back to home! Days came by and she would eat the pollen of the flowers and drink the dew from their leaves.

One day as she was walking, she accidently saw a house that was made of mud. Its entrance was strange and round. She knocked one the door and waited. After a while, a mouse opened the door.

Hello little guest! I think it’s cold out there! Do you wanna come in? Said the mouse.

Yes! thank you!

So what is your story tiny girl?

Thumbelina started to tell the whole story for her new friend.

Don’t worry at all! You can stay here as long as you want.

So Thumbelina started her new life in her new house. She wanted to be useful, so she would cook food every day and tell stories for little mouse.

One day, when Thumbelina was cooking, mouse came by and said:

I invited a good friend of mine. He is one of the richest mice ever.

So Thumbelina cooked a delicious dinner. That night, all three of them talked and had a great time at the dinner table. The rich mouse fell in love with Thumbelina and said:

I will marry you! I want you to come with me and visit my house!

Thumbelina had no choice, So The three of them headed to the house of the rich mouse. in the middle of their journey, they reached a tunnel where they found an injured swallow.

What is he doing down here?! He should be in the air! Said the rich mouse rudely and kicked the swallow!

Thumbelina was shocked.

How could anyone treat another like this! Oh dear! She thought!

 

 

So she ran away when she got a chance. She hid behind a rock and waited for the mouse to go! Then she came back and took care of the swallow until he was fine and healthy again. It was spring and the swallow was able to fly again.

I have to go and find my family! They went to a warmer place! come with me! We’re gonna have so much fun! Said the swallow!

But Thumbelina had enough adventure! So she said goodbye to the swallow and he flew away!

months passed and Thumbelina was still wandering in the nature when she stumbled upon the rich mouse again!

OH my beloved tiny bride! I’ve been looking for you for months! Now that I found you, you have to marry me!

Thumbelina knew that there is no way out of this!

OK! But please let me spend just one day more in the open air before coming with you to your underground house.

As she was spending her last hours in the open field, she heard a familiar voice:

Come! Come away with me where your sprit will always be free! Said the swallow!

Happy of meeting her old friend, she agreed to go on a trip with him. She hopped on his back and they took of. They flew over forests, oceans and lands!

When they reached the land of flowers, The swallow landed Thumbelina on a beautiful rose petal and said:

This is the kingdom of flowers! And This is their king!

He was a handsome young king with a pair of wings who was surrounded by lovely flowers. The king immediately fell in love with Thumbelina!

 

Source: moonzia

 

 

Puss in Boots story for kids

 

 

 

Once upon a time, a poor miller lived with her three sons. Years has passed and the miller of our story got old and died. He left nothing for his sons except a mill, a donkey and a cat. The oldest boy took the mill. The middle one took the monkey. So The cat was the youngest boy share.

Well! The youngest boy whispered, I will eat this cat and make some gloves with its fur! And that is the end of it! I won’t have anything else and I will die out of hunger!

The cat, who was listening stated to talk:

OH dear master! Don’t be sad at all! Just give me a bag and a pair of boots! The will show you that I’m not such a bad inheritance!

The boy, who saw many trick from the cat over all that years, which it performed to catch mice like pretending to be dead or hiding in the grain. So he thouth:

It doesn’t seem impossible that this cat could help me!

So he gave his bag to the cat and spend his last coins for buying a pair of boots for it!

looking gallant in the boots, he put bran and corn in his bag and put it around his neck. Then he slept near rabbit nest, pretending to be dead. He waited for innocent rabbits to come around and look for corn and bran.

Not very long after, a stupid naughty rabbit came and jumped into his bag. The Puss quickly closed the bag. Happy with his caught, He went to the palace and asked for talking to the emperor!

OH! His Majesty! I brought you a warrior rabbit! My proud master, Marquis of Carabas, ordered me to present to you.

Tell your master that I thanked him and he does me a great deal of pleasure.

After that, Puss again hid in the cornfield, holding still his bag open, and when a brace of partridges ran into it he closed the bag and caught them both. He went and made a present of these to the king, as he had done before of the rabbit. The king, in like manner, received the partridges with great pleasure, and ordered him some money for drink.

In this way, the cat continued for two or three months to bring presents to the king, always saying that they were from his master, the Marquis of Carabas. One day in particular, he heard at the palace that the king was planning to drive in his carriage along the river bank, and he decided to take his daughter with him. The Princess was the most beautiful girl in the kingdom.

Puss in Boots said to his master:

Follow my lead and your future is made. You have to but go and wash yourself in the river, in the place that I shall show you, and leave the rest to me.

The youngest son did the exact him, without knowing why or wherefore. While he was washing, the king passed by, and the cat began to cry out:

Help! Help! My Lord, Marquis of Carabas, is drowning!

At this noise the king put his head out of the coach window, and finding it was the cat who had so often brought him such good things, ordered his guards to run quickly to the aim of his Lordship, the Marquis of Carabas.

While they were helping the poor Marquis out of the river, the cat came up to the coach and told the king that while his master was washing, there came by some Thieves, who took his clothes:

Thieves! Thieves! He moaned!

This tricky cat had hidden the clothes under a great stone. The king immediately commanded the guards of his wardrobe to run and prepare one of his best suits for the Lord Marquis of Carabas.

 

 

Source: moonzia

 

 

Dinokids at the stadium story for kids

 

 

 

That day Dim Dim and his friends gathered around the square!
DimDim said excitedly:
I’m going to tie a Dinocity flag around my neck and wear a tasseled hat!

Dinosol said:
So I will wear my beautiful s*******t and colorful wig.

I really love football! I go to Sangi Stadium to see all the matches! We will definitely have a lot of fun this time! said Dinomani.

Yeah! Sure! Aha! Is your seat number written on your ticket?

DimDim said:
Yes! My seat number is 879!

My seat number is 877!
Hooray! So we sit together! What is your seat number?

Dino Money said with a big smile:
Seat number 7!

Dinosol and Dim Dim said together:
What?? You must be joking!!!

No! Why joke?!

Dinosol said:
The seat number seven is very close to the field! That is a VIP seat!

Yes! I have bought a VIP ticket!

Dim Dim said with regret:
Good for you!

But Dinosol said:
After all, there is nothing special! It is the same football match! But he will be a little closer!

Dinomani said:
Does not matter? You sit at the end of the stadium and I sit right next to the field! I can touch the match ball!

Dim Dim said:
Are you really telling the truth? I also like to sit there!

Dinomani said:
Come on! Buy a ticket for the VIP seat! This way we can watch the game together!

Yes! Yes! I’m gonna do the same thing!

Dinosol said:
DimDim! DimDim! Don’t buy a ticket! You have a ticket! The VIP ticket is very expensive, it also shows the same match!

Dinomani said boredly:
You keep repeating yourself! DimDim don’t listen to her! You have a lot of savings! Go take it from your savings and let‘s buy you a ticket!

DimDim, who really wanted to sit in the VIP seat, ran and went home! The whole house was crowded! His father was preparing himself for the match! He had spread flags and colorful hats on the ground and was trying them one by one. When he saw his son, he said:
Where have you been boy?! Hurry up, get ready! We have to go to the stadium and find our seats before the game starts!

Dad! Dad! I want to buy a VIP ticket!

What? VIP? But son! That ticket is very expensive!

Yes I know! But I have the money! I have savings!

But my son! You had saved that money to buy something else! Did you forget that?

No! I have not forgotten at all!

His father said:
Well, my son, if you regularly withdraw from your savings and spend, your money will accumulate later and you won’t be able to buy your telescope soon! Does it worth it?

Yes! I want to sit in the VIP seat!

What is the difference between the VIP position and our position, after all? The seat material is the same! We will see the same match!

But I can’t touch the ball from there!

His father started laughing and said:
Touch the ball? Boy! The ball is only on the field and only the players have the right to touch it! Look, my dear! If you want to use your savings and buy a VIP ticket, buy it! But you can’t buy your telescope this way soon!

 

 

Source: moonzia